عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
1050
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
روز بيست و دوم شعبان شاه حالتش بهتر است . اما حركت به پاى خود نمىكند . ابتداى روز با نايب السلطنه و صدراعظم خلوت كرد . بعد از آن پيشخدمتها در حضورش تخت نرد بازى كردند . صورت نطق شاه كه در بيست و پنجم رجب 1324 ، در فرحآباد در حضور وزرا نطق كرد . تاريخ دنيا و تجربهء ايام گذشته نشان مىدهد كه هيچ كارى صورت انجام نمىيابد مگر به اتحاد و اتفاق نوع بشر با همديگر و اين اتحاد و اتفاق نه فقط براى كارهاى مهم و امور معظم لازم و واجب است بلكه اگر درست تدقيق و تحقيق شود هويدا است كه كارهاى عادى روزانه هم محتاج به اتحاد و اتفاق است تا آنكه بطور دلخواه صورت خارجى يابد مثلا همين عمارتى كه مشاهده مىنماييد اولا به دستيارى صد نفر از معمار و بنّا و كارگر و غيره به اين شكل و هيئت درآمده است و بديهى است نظم و ترتيبى در ميان اين صد نفر بوده كه هركدام به موافقت همديگر تكليف خود را اجرا نمودهاند و در ازاى آن تكليف حقى داشته تا آنكه كار آنها پيشرفت نموده است اين عمارت كه اوّل طرح و نقشه بوده است ولى حالا به اينطور صورت خارجى يافته و رفع احتياجات معينى را مىنمايد . در صورتى كه بناى عمارتى اولا اتحاد و اتفاق صد نفر را لازم داشته باشد آن هم با ترتيبات مخصوص معين ، بديهى است كه تشكيل يك دولت و ترتيب و تنظيم امور يك ملت و مملكت به طريق اولى محتاج به اتحاد و اتفاق است منتها در آنجا به اتفاق صد و هزار نفر ساخته و پرداخته نمىشود بلكه به اتفاق تمام افراد و اعضاى دولت و ملت لازم است تا امور دولتى و مملكتى بطور شايسته اداره شود و هركدام از اعضا كه به منزلهء سر و دست و پا و تناند به وظايف خود عمل نمايند تا هيكلى بطور صحيح تشكيل شود . طبقات مختلفه و ايالات متنوعه در حوزهء دولت حكم اعضا و جوارح بدن را دارند چنانكه به واسطهء دردمندى عضوى تمام اعضاى بدن بىقرار مىشوند ، هيئت دولت هم از پريشانى و عدم رفاهيت تبعهء خود آزرده و متألم مىگردد . غم رعيت غم دولت است و شادى آنها شادى دولت . پس بايد در آسودگى و رفاهيت مردم كوشيد و مثل فرزندان خويش آنها را جمع كرد و لوازم زندگانى و اسباب تنآسانى ايشان را فراهم آورد ، تا همه دولت را مربى خود دانند و پادشاه را پدر مهربان خويش خوانند . خردمند و دانا كسى است كه همواره به اقتضاى زمان رفتار كند . فى المثل در عهد كيخسرو آيين جهاندارى و وضع ادارهء امور دولت و حفظ ثغور مملكت به طورى بوده كه آن عهد و زمان اقتضا مىنمود ، ولى